» دین و انسان
» دلایل جلوگیری نماز از گناه
» روضه مکتوب شب دوم محرم (ورود به کربلا)
» روضه مکتوب شب چهارم محرم (حضرت زینب)
» روضه مکتوب شب سوم محرم (حضرت رقیه)
» متن سخنرانی رهبر انقلاب در 91/11/19
» حضرت عباس علیه السلام
» آیت الله جاودان
» روضه مکتوب شب هشتم محرم (حضرت علی اکبر)
» سخنرانی محرم(استاد قرائتی)
درباره ما

به وبلاگ من خوش آمدید
نویسندگان
پیوندهای روزانه
دیگر امکانات
پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
» امام سجاد علیه السلام
» حضرت ابالفضل العباس علیه السلام
» جضرت علی اکبر علیه السلام
» آیت الله بهجت ره
» استاد مهدی دانشمند
» حضرت علی اصغر علیه السلام
» ام هانی
» استاد حمید میرباقری
» استاد علیرضا پناهیان
» استاد دکتر رفیعی
» سخنرانی صوتی (سخنوران)
» آیت الله جاودان
» شب دهم محرم
» شب نهم محرم
» شب هشتم محرم
» شب هفتم محرم
» شب ششم محرم
» شب پنجم محرم
» شب چهارم محرم
» شب سوم محرم
» مسلم بن عقیل
» مردان و زنان تاریخ
» آیت الله بهجت ره
» دیدار با علما
» شب دوم محرم
» شب اول محرم
» نکته
» تاملی درباره غلو
» دین و انسان
» عناصر و مدل ارتباطی در قرآن کریم
» غیبت از نگاه اسلام
» تاثیر نماز شب در سلامتی جسم
» دلایل جلوگیری نماز از گناه
» تحقیقات
» فرهنگ سفر در آموزه های دینی
» دل‌نوشته
» متن ادبی
» لقمه های حرام و محرومیت های معنوی و علمی
» ادبیات
» امام زمان علیه السلام
» عهد و پیمان
» اشعار مذهبی (شاعران)
» سیاسی (دشمنان )
» محرم - پنجم
» محرم - هفتم
» محرم - ششم
» سلمان فارسی و نقش او در شکل گیری تشیع
» معیارهای انتخاب اصلح در کلام مقام معظم رهبری حفظه الله
» منشور بازار
» ره توشه سبک زندگی نوجوانان
» سبک زندگی نوجوانان
» ره توشه سبک زندگی جوانان
» سبک زندگی جوانان
» داستان کوتاه
» محرم - چهارم
» محرم - دوم
» محرم - سوم
» محرم - اول
» سخنرانی مکتوب (سخنوران)
» مقالات
» کتاب ها
» امام رضا علیه السلام
» عیادتهای حضرت علی علیه السلام
» تطبیق قدمهای 12 گانه معتادان گمنام با نهج البلاغه
» ولایت فقیه
» شادی در اسلام
» فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام
» حضرت رقیه سلام الله علیها
» روضه های مکتوب
» آنچه شما دوست دارید
برچسب‌ها
امام رضا علیه السلام (مدح)
+ نویسنده mobin121 در جمعه 10 آبان 1392 | ارسال نظر(0)

ای امام مهربانم یا رضا

نام تو ورد زبانم یا رضا

حاجت خود را نخواهم از کسی

تا تو هستی میزبانم یا رضا

دست خالی بار سنگین رو سیاه

میهمانم میهمانم یا رضا

پای خدّامت به روی دیده ام

درد زوارت به جانم یا رضا

تو کریم ابن کریم ابن کریم

من گدای آستانم یا رضا

در کنار آستانت بی نیاز

از بهشت جاودانم یا رضا

راز خود ناگفته می دانم توئی

واقف از درد نهانم یا رضا

گر چه از هر خار راهه خارتر

زائر این بوستانم یا رضا

تو بهار باغ دلهائی و من

کمتر از برگ خزانم یا رضا

چون گدایان سمج از دست تو

حاجتم را می ستانم یا رضا

دست خالی رفتن از دربار تو

نیست هرگز این گمانم یا رضا

جان زهرا گر چه قابل نیستم

لطف خود را ده نشانم یا رضا

خاک پای میثم دار شما

میثم این خاندان یا رضا

(حاج غلامرضا سازگار(میثم

ادامه اشعار در ادامه مطلب


ای امام مهربانم یا رضا

نام تو ورد زبانم یا رضا

حاجت خود را نخواهم از کسی

تا تو هستی میزبانم یا رضا

دست خالی بار سنگین رو سیاه

میهمانم میهمانم یا رضا

پای خدّامت به روی دیده ام

درد زوارت به جانم یا رضا

تو کریم ابن کریم ابن کریم

من گدای آستانم یا رضا

در کنار آستانت بی نیاز

از بهشت جاودانم یا رضا

راز خود ناگفته می دانم توئی

واقف از درد نهانم یا رضا

گر چه از هر خار راهه خارتر

زائر این بوستانم یا رضا

تو بهار باغ دلهائی و من

کمتر از برگ خزانم یا رضا

چون گدایان سمج از دست تو

حاجتم را می ستانم یا رضا

دست خالی رفتن از دربار تو

نیست هرگز این گمانم یا رضا

جان زهرا گر چه قابل نیستم

لطف خود را ده نشانم یا رضا

خاک پای میثم دار شما

میثم این خاندان یا رضا

حاج غلامرضا سازگار(میثم)

مدح امام رضا

 

سخن به مدح تو بايد فصيح و كامل گفت
هم از شكوه مقامت ، هم از فضائل گفت

شبيه صائبِ صاحب سخن قصيده نوشت
غزل غزل سر زلف تو را چو بيدل گفت

نه چند مثنوي و قطعه و غزل ، بايد
كه شرح قصة حسن تو در رسائل گفت

عبا ، نه ... اينكه گداي شما شدم كافيست
حديث حسن تو كي مي توان چو دعبل گفت

تفضلي ! كه فقط از تو خوانده ام يك عمر
و من نگفته ام و هر چه بود اين دل گفت

زلال اشك مرا از تبار كوثر كن
در آسمان دو دستت مرا كبوتر كن
*

به قفل بسته كليد اجابت است اينجا
كه آستانة جود و كرامت است اينجا

به دلنوازي جان در رواق او بنشين
چرا كه قبر مسيحاي عترت است اينجا

بكوش تا پرِ پروانه اش شوي ،‌ زيرا
پر از تلأ لؤ شمع هدايت است اينجا

زلال اشك تو از چشمة خلوص دل
هميشه إذن دخولِ زيارت است اينجا

نه ديدن حرم و قبر و صحن و گلدسته
هدف وصال حقيقي حضرت است اينجا>

مدح امام رضا(ادامه)

شبي نشان بده از باب « يطمئن قلوب »
به چشم خسته­ مان گوشه اي از آن ابرو

دخيل گريه ببنديد زائران اينجا
به حلقه هاي ضريح مطهر از هر سو

چگونه ضامن دلهاي ما نخواهد شد
رئوف شهر كه كرده ضمانت آهو

خوشا به حال كسي كه شبيه اهل نظر
به خدمت حرمش گيرد از مژه جارو

غباري از اثر رفت و آمدش شايد
شبيه فرش حرم بر روي سرش باشد
*

هميشه باغ لبش غنچة تبسم داشت
كه خنده با لب نورانيش تفاهم داشت

تمام عمر شريفش ، مكارم الأخلاق
به لحظه لحظة  اوقات او تجسم داشت

اگر امام رئوف است ، بسكه همواره
به سينه دغدغة مشكلات مردم داشت

براي رزق تمامِ كبوتران شهر
حياط خانة آقا هميشه گندم داشت

هر آنكه جرعه اي از جام معرفت نوشيد
سري به خاك قدوم امام هشتم داشت>>

<<و هر فرشته براي تبرك بالش
به خاك راه امامِ رضا تيمم داشت

براي ما به جز اين آستان پناهي نيست
از آسمانِ حرم تا بهشت راهي نيست

*
تويي كه اين همه دارالشفايِ دل داري
نرفته از حرمت نا اميد بيماري

دوباره نغمة نقّاره خانه مي آيد
شفا گرفته كسي با تفضّلت ! آري

كجاست گوش دلي تا كه بشنود هر روز
از اين ترنم نقاره بانگ بيداري

دو بال پر زدنت را قنوت اشكت كن
ببين براي پريدن عجب سبكباري

دوباره پنجره فولاد و إذن كرب و بلا
ميان صحن حرم شد چه گريه بازاري

دوباره روضه گرفتند زائران اينجا
بياد مشك عطش نوش و خشك سرداري

رهاست در نفس اين حرم شميم ياس
به ياد علقمه و قبر حضرت عباس

 

 

 

 

<دوباره كسبِ ثواب هزار حج كردم
طواف قبرِ تو يا ثامن الحجج كردم
*

ببين كه حال و هواي حرم چه عرفانيست
پر از بلور و كبوتر پر از چراغانيست

به لطف گنبد و گلدسته هاي زر پوشش‌
هميشه صحن حرم پر فروغ و نورانيست

كجاست روضة رضوان به غير از اين مرقد
كجاست جنت الأعلي اگر كه اينجا نيست

صداي پر زدن بال جبرئيل است اين
در ازدحام حرم گرمِ عطر افشانيست

حديث سلسله از يادمان نخواهد رفت
ولايتت به خدا شرطي از مسلمانيست

هزار مرتبه شكر خدا كه نور تو
چراغ زندگي مردمان ايرانيست

كتاب رأفت و مهرت پر از حكايتها
نظيرِ قصة آن پير مرد سلمانيست

ز يادِ مردمِ سايه نشين ايوانت
نرفته خاطره هاي نماز بارانت
*

سلام ! مظهر يكتاي « ليس إلا هو »

سلام ! حضرت خورشيد ! ماهِ يوسف رو

مقام عصمتتان « إنما يريد الله »
قسم به اشهد أن لا اله الا هو

 

مدح

 

حواس شاعري ام زوم مي کند به شما
نه اينکه فکر کنم مي کشاني ام آنجا
که پر شده ست هوا از سوالهاي سپيد
نگاه نقره اي و گنبدي به رنگ طلا
شبيـه پر زدن يک پـرنـده از سيمـي
به سمت نور و صدا و درخت هاي رها
نگـاه مي شـوم و پابـه پاي کاشـي ها
عبـور مي کنـم از ايستگاه هاي شفا
چقدر زائـر شفـاف در شـما هستند
چقدر صورت شطرنجي آمده ست اينجا
عباي لطف شما روي دوش اين مردم
چنان رها شده که فکر مي کنم آيا –
شما صبور و بزرگي،يا کمي خوش بين
که لطف هاي مساوي مي آوريد آقا
مـگر اجـازه نـدارم مريدتـان باشـم
مريد آهوي چشم زلالتان ، کاما ،
غريبي دلتـان ، دسـت دستـگيرييتان
بو پاي بوس تو هستم هميشه تا حالا

فاطمه قائدي

 

 

تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران