علی اکبر علیه السلام
+ نویسنده mobin121 در یکشنبه 19 آبان 1392 |
علی جانم ، علی جانم ، علی جان
جوانان بنی هاشم بیاید
علی را بر در خیمه رسانید
خدا وندا که من طاقت ندارم
علی را بر در خیمه رسانم
----
مدینه مادرش چشم انتظار است
به خیمه عمه اش دل بی قرار است
کجا رفتند و آن رعنا جوانان
کجا رفتند و آن پاکیزه جانان
----
نباشد مادرش لیلا بیاید
تماشای قد اکبر نماید
بگویید عمه اش زینب بیاید
علی بر در خیمه رساند
ادامه اشعار در ادامه مطلب
شد روان روح از پیکرم یا رب
می رود میدان اکبرم یا رب
روح و ریحانم، ای علی جانم
ای همه هستم، رفتی از دستم
دیده بر سروِ قامتت بستم
جان به کف داری، ترک سر کردی
گوییا دیگر بر نمی گردی
میوه ی قلب و جان شیرینم
لحظه ای برگرد تا رخت بینم
می شود خاموش محفل لیلا
آه و واویلا از دل لیلا
روح و ریحانم، ای علی جانم
ای زخود رسته، دل به حق بسته
من پدر هستم، قدری آهسته
روح و ریحانم، ای علی جانم
گریه کن ای چشم، ناله کن ای دل
یک تن تنها، این همه قاتل
روح و ریحانم، ای علی جانم
تو رَوی میدان، من به همراهت
گریم از بهر عمر کوتاهت
روح و ریحانم، ای علی جانم
****
ای به خون غوطه ور ، پاره ی جگرم
شبه پیغمبرم ، ای علی اکبرم
ای ذبح اکبرم ، ای شکسته پرم
بنگر من پدرم ، کن تکلم
صلی الله علی الباکین علی الحسین
راضی به مرگ من ، مشو با رفتنت
می دهی جان به من ، بابا ، با گفتنت
سرو بشکسته ام ، پیشت بنشسته ام
بنگر که خسته ام ،ای علی جان
صلی الله علی الباکین علی الحسین
اربا اربا خونت ، آب وضوی من
قصه ات قصه ی ، سنگ و سبوی من
ای شکسته پهلو ، کن با من گفتگو
یک بابا برمن گو ، ای عزیزم
صلی الله علی الباکین علی الحسین
****
آمده ام به جانب کار زار
تا که کنم به دشمنان کار ، زار
دارم جمال مصطفی را
نام علی مرتضی را
واویلتا آه و اویلا
جان و دلم سوی خدا روان است
ثقل حدید و تشنگی بهانه است
کشته ی عشق ذوالجلالم
تشنه ی جرعه ی وصالم
واویلتا آه و اویلا
کار علی اکبرت شد تمام
یا ابتا علیک من السلام
بابا بیا کز ره یاری
صورت به صورتم گذاری
واویلتا آه و اویلا
******
عازم به میدان شد ، علی اکبر
نور دو چشمان ، زهرای اطهر
ماه دل آرا ، جوان لیلا
اشبه النّاس خاتم النبیین
تا که علی اکبر به میدان آمد
گوئیا جلوه گر پیغمبر آمد
فرزند حیدر ، شافع محشر
اشبه النّاس خاتم النبیین
پیش چشمان من ، پر پر زدی تو
آتش بر جگر ، مادر زدی تو
آرام جانم ، تازه جوانم
اشبه النّاس خاتم النبیین
بابا نهاده با ، قد کمانش
صورت به صورت تازه جوانش
با قلب سوزان ، گوید علی جان
اشبه النّاس خاتم النبیین
از زین افتاده آن تازه جوانش
گردیده خون جاری از گیسوانش
شد ارباً اربا ، جوان لیلا
اشبه النّاس خاتم النبیین
خرازی
سروده های خرازی ، ص 722
89/9/22
****